دلمو به دریا زدم و رفتم
رفتم که بازم تحمل خودمو امتحان کنم رفتم که بازم بفهمم هنوزم قوی ام هنوزم تحمل هرچیزی رو دارم
اینم روی همه روی همه ی بدیها و نامردیهایی که از مردم این زمونه دیدم
یه جورایی هم بهشون حق میدم وقتی که خودمو جای اونا میزارم
بازم احساس تنهایی شدیدی وجودمو گرفته خیلی دلم گرفته از این زمونه از این روزای تکراری و سرد که با تنهایی گذراندنش چند برابر سخت تر میشه
امسال تنها سالیه که اصلا هیچ ذوقی واسه عید ندارم اصلا برام فرقی نمیکنه
این تنهایی خیلی عذابم میده
آدم چقد میتونه سنگدل باشه اگه انقد پیش خدا التماس میکردم جواز بهشتو گرفته بودم....
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقد سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری
تو هم از بس منو میخای یه جورایی خودآزاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکی هاست دریا
مگه موهاتو گم کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری میفهمی یعنی چی این حرف